معرفی امیرالمؤمنین در طول حیات پیامبر

البته بایداین نکته را هم بگوییم که معرفی امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مقام امامت تنها در روز هیجدهم ذی الحجة الحرام سنه دهم هجرت در ضمن حجة الوداع در وادی غدیر خم در دو میلی از زمین جحفه نبوده است ؛ بلکه آن روز ، روز نصب کلی و معرفی برای همگان و اعلان و اعلام به عموم امّت  بوده است  و گرنه درطول دوران زندگانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضر ت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)در مجالس و محافل عدیده ، در خَلوَت و جَلوَت در صلح و جنگ در مکه و مدینه برای هردسته و هر جمعیتی که با آنحضرت تماس داشتند مقامات و درجات و امامت وولایت و وصایت و خلافت و أُخوت و سایر مزایا و فضائل  او را  می شمردند .

امیر المؤمنین (علیه السلام) در کعبه متولد شد ، و چون قنداقه اش را به دست رسول الله دادند ، سوره قَد أَفلَحَ المؤمنون را قرائت کرد ، و در دامان رسول خدا بزر گ شد و  اولین مردی است که به رسول خدا ایمان آورد ، در حالیکه ده ساله بود.

در اولین روزی که پیامبر اکرم دعوای نبوّت خود را جهاراً اعلام فرمود ، و مجلس از خویشاوندان خودترتیب د اده ، و اقوام و عشیره خودرا به کمک و مساعدت خود، در حمل بار نبوّت و مساعدت و معاونت در انجام رسالت دعوت کرد و جز این طفلِ عاشقِ جان باخته بیدارِ هشیار کسی جواب مساعد نداد ؛ علی را به مقام وزارت و ولایت و خلافت خود برگزید.

در آن روز فرمود:فَأَیُّکُم یُوَازِرُنی هذا الأَمرَوَأَن یَکُونَ أَخی وَ وَصِیّیِ وَ خَلِیفَتی فیکُم مِن بَعدِی ؟ «کدام یک از شما مرا در این امر نبوت و انجام دستورات الهیّه کمک و معاونت می کند ، و اینکه برادر من ووصی من و خلیفه من در میان شما بعد از من بوده باشد !؟ » علی چون گفت : أَنَا یَا رَسُولَ اللهِ ! « من در این امر، مُعِین وَ وزیر تو هستم ای رسول خدا »

رسول خدا فرمود : انَّ هذا اخِى وَ وَصِيِّى وَ خَليفَتى فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ اطِيعُوا

 «به درستى كه اين (على) برادر من و وصىّ من و جانشين من در ميان شما خواهد بود، پس گوش به فرمان او داريد و از او اطاعت كنيد.»

دراینجا می بینیم که نصب امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مقام وزارت و خلافت و وصایت از همان ابتدای بعثت ، و همان  روز اعلان  نبوت  به  قریش ،طبق تعیین رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بر اساس آیه إنذار : وَ أَنذِر عَشیرَتَکَ الأَقرَبینَ ، و حدیث عشیره بوده است . و این معنی به وضوح دلالت داردبر آن که مقام رسالت و مقام امامت پیوسته بایکدیگرندوقابل انفکاک وجدایی نیستند. رسالت بدون وزارت و خلافت اساس ندارد و نبوت بدون ولایت اصل وریشه ندارد؛ ولایت پاسدار رسالت است،امامت نگهبان نبوت است و وجود مُحدثه وحی و انزال توسط رسول الله به واسطه وجودمُبقیه نگهداری وپاسداری امیرالمؤمنین به مقام کمال وتمام خودمی رسد،

أَلیَومَ أَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسلَامَ دِیناً(سوره مائده آیه 3)

« امروز من دین شما را برای شما کامل کردم ؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ؛ و خوشایندداشتم که اسلام دین شما باشد » .

و همچنین پیامبر امیرالمؤمنین (علیه السلام) راکراراً و مراراً ؛ أَمیرُالمؤمنین و سَیِّدُ المُسلِمینَ و الإِمامُ وَ الحُجَّةُ وَ الوَصِّیُ وَ سَیِّدُالعَرَب وَ سَیِّدٌ فی الدُّنیا وَ الأخِرَةِ وَ سَیِّدُ الأَوصِیاءِ وَ سَیِّدُالخَلائِقِ وَ سَیِّدُ الوَصِیِّینَ وَ أَمیرُالبَرَرَةِ وَ إِمَامُ البَرَرَةِ وَ خَیرُالبَشَرِ وَ خَیرُ الأُمَّةِ وَ خَیرُالوَصِیِّینَ وَ خَیرُالخَلقِ بَعدَ رَسُولِ اللهِ خوانده است .

یعنی : « علی بن ابیطالب سپهسالار مؤمنین و سید و آقای مسلمین ؛ و امام و حجت خدا و وصی و سید و آقای عرب ؛ و سید و آقای دنیا و آخرت ، و سید و آقای اوصیای پیامبران ، و سید و آقای همه خلائق و مردمان و سپهسالار نیکان ، و امام و پیشوای خوبان ، و بهترین افراد بشر ، و بهترین افراد امّت ، و بهترین وصی از اوصیای پیغمبران و بهترین آفریدگان بعد از رسول خدا است ».

در غزوه تبوک که پیامبر می رفت ، و علی را در مدینه بجای خود به عنوان خلافت گذاشت به او فرمود : أَنتَ مِنیِ بِمَنزِلَهِ هارُونَ مِن مُوسی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبیَّ بَعدِی .

« منزله و میزان تو نسبت به من،همان منزله و میزان هارون است به موسی ، با این تفاوت که بعد از من پیغمبری نیست » . یعنی در تمام جهات وخصوصیاتی که هارون نسبت به موسی داشت  غیر از مسئله نبوت که چون  پس از من پیغمبری نخواهد آمد ، تو پیغمبر نخواهی بود  –  تو مانند هارون هستی ! یعنی تو برادر منی ؛ تو وصی منی ! توخلیفه و جانشین من بعد از منی ! تو وزیر و معین و نگهدارنده نبوت منی !

پیغمبر فرمود : إِنِّی تارکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ : کتابَ اللهِ و عِترَتی ؛ وَ إِنَّهُمَا لَن یَفتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الحَوضَ

«ای مردم!من درمیان شمادوچیز نفیس وگرانبها ازخود به یادگارمی گذارم : کتاب خداوعترت من اهل بیت من؛واین دوچیزهیچگاه ازهم جدا نمی شوند، تا هر دو با هم در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند »

پیغمبر فرمود: مَثَلُ أَهلِ بَیتی مَثَلُ سَفِینَهِ نُوحٍ ،مَن رَکِبَها نَجَی، وَ مَن تَخَلَّفَ عَنهَا غَرِقَ .

« مثال اهل بیت من در میان شما ، مثال کشتی نوح است ؛ کسی که در آن سوار شود نجات پیدا می کند؛ و کسی که از سوار شدن خودداری کند، غرق می گردد ».

مراد از اهل ذکر در آیه فَا سئَلُوا أَهلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لا تَعلَمُونَ (آیه 43 ، نحل )

« از اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید» اهل بیت می باشند.

مرادازحَبل خدا درآیه و اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لَا تَفَرَّقُوا.(آیه 103 ، آل عمران )

«همگی به ریسمان خداچنگ زنیدوتفرقه وجدایی مکنید » اهل بیت رسول خدا هستند.

آنان صراط مستقیم وعروة وثقی هستندکه:لایَقبَلُ اللهُ الأَعمالَ مِنَ العِباد إِلَّابِوِلَایَتِهِم عَلیّاً

« خداوند اعمال بندگان را نمی پذیرد مگر آنکه آنان علی را ولی و مولای خود بدانند ».

مراد از نعیم در آیه شریفه ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ . (آیه 8 ، تکاثر )

«وسپس شمادرباره نعمت ونعیم موردبازرسی قرارخواهیدگرفت»نعمت ولایت است.

و مراد از مواخذه وسئوال در آیه وَقِفُوهُم إِنَّهم مَسئُولُونَ . (آیه 24 ، الصافات )

« ایشان را در موقف قیامت نگهدارید ، که باید مؤاخذه و موردسئوال واقع شوند» سئوال و مواخذه از ولایت است .

پیغمبر فرمود : لَا یَجُوزُ أَحَدٌ  عَنِ الصِّراطِ إِلَّا وَ کَتَبَ لَهُ عَلیٌّ الجَوَازَ

« در روز بازپسین هیچکس از صراط دوزخ عبور نمی کند ؛ مگر آنکه علی بن ابیطالب برای او پروانه عبور بنویسد ».

پیغمبرفرمود:عَلیٌّ قَسیمُ الجَنَّةِ وَالنَّار«علی تقسیم کننده بهشت وآتش است»

پیغمبر فرمود : عَلیٌّ مَعَ القرآنِ و القُرآنُ مَعَ علیٍّ

« علی با قرآن است و قرآن با علی است »

پیغمبر فرمود : عَلیٌّ مِنِّی وَ أَنا مِنهُ

« علی از من است ، و من از علی هستم »

پیغمبر فرمود  : عَلیٌّ مِنِّی کَنَفسِی وَ کَرَأسِی مِن بَدَنِی

«نسبت علی بامن مثل نسبت نفس من بامن است،ومثل نسبت سرمن با بدن من است »

پیغمبرفرمود:عَلیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلیٍّ؛ اللَّهُمَّ أَدِرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دَارَ.

« علی با  حق است و حق  با علی است ؛  بار پروردگارا  حق را به حرکت و گردش در آور هرجا که علی می گردد و حرکت می کند ».

پیغمبر فرمود : علیٌّ خَیرُ البَشَر ، مَن أبَی فَقَد کَفَرَ

« علی بهترین افراد بشر است ، و کسی که این حقیقت را انکار کند حقاً کفر ورزیده است ».

مرادازاولوالامردرآیه:أطیعُواالله وَأطیعُوا الرَّسولَ وَاُولِی الأَمرِمِنکُم. (آیه59 ،النساء)

« خداوندرا اطاعت کنید؛ و از رسول خدا اطاعت کنید؛ و از صاحبان امری که از شما هستند »  امیرالمؤمنین  و  ائمه  معصومین  (سلام  الله  علیهم اجمعین) هستند .

آیه تطهیر: اِنَّمَا یُریدُاللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرَّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً

 (آیه33 ،الأحزاب)

« حقاً اینست و جز این نیست که خداونداراده قطعیّه تکوینیه و تشریعیه نموده است که : هر گونه رجس و پلیدی را از شما اهل البیت بزداید ؛ و شما  را  به مقام طهارت  مطلقه  برساند»  در باره رسول خدا وامیرالمؤمنین وحسن و حسین (علیهم السلام) و به کلّیّت وعمومیّت در باره ا ئمه دوازده گانه معصومین نازل شده است .

و مراد از صراطی ( راه خدا ) در آیه : وأنَّ هَذَا صِراطی مُستَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُم عَن سَبیلِهِ . (آیه153 ،الأنعام)

« و اینست صراط من که مستقیم است ، پس شما از این صراط پیروی کنید ، و از این راه در آیید، و دنبال راههای مختلف نروید که شما را از راه خدا باز می دارد ، و متفرق و متشتت می گرداند » راه مستقیم و صراط خدا را ه علی بن ابیطالب است .

پیغمبر فرمود : اَنَا مَدینَهُ العِلمِ وَ عَلِیٌّ بابُهَا .

« من شهر علم می باشم ؛ و علی در آن است ».

پیغمبر فرمود: یَا عَلِیُّ لاَیُحِبُّکَ اِلَّا مؤمن وَلَا یُبغِضُکَ اِلّا مُنَافِقٌ

« دوست ندارد تو را مگر مؤمن ! و دشمن ندارد تو را مگر منافق !»

ازهمه اینهاگذشته دراثربخشش خاتم به سائل درحال رکوع درمسجدپیامبر( صلی ا لله علیه و اله و سلم) آیه ولایت فرودآمد ؛ و صریحاً به طور حصر و انحصار آن حضرت را در طراز رسول خدا به ولایت الهیّه ، ولیِّ مسلمین قرار داد .

انَّمَا وَ لیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلَوةوَیُوتُونَ الزَکَوةَ وَهُم راکِعُونَ  ( سوره مائده آیه 55  )

« اینست و جز این نیست که ولی و صاحب اختیار و مدبر و أولی به شما از خودشما خدا و رسول خدا و کسانی که اقامه نماز میکنند و زکات و صدقه را در حال رکوع می دهند می باشند ».

و این آیه در سوره مائده است ؛ و چنانکه می دانیم این سوره ، آخرین سوره ای است که  به رسول الله  نازل  شده  است  ؛  و  این  آیه  بعد از حجة الوداع در مدینه در طول هفتاد روزی که از غدیر خم تا روز رحلت رسول الله بوده است وحی گردیده است .

ودر  همان ایام کسالت ، ر سول خدا دستور دادند ، تمام درهایی ر ا که از خانه های مجاور اصحاب به مسجد رسول الله باز کرده بودند،همه را بستند و بطور کلی مسدود نمودند ؛ تا راهی از آن منازل به مسجدنبوده باشد ،  مگر  درِ  خانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) را که به دستور رسول خدا با ز گذاردند و مسدود نکردند.

باری تمام این مطالب وقایعی است که راجع به امیرالمؤمنین (علیه السلام) درزمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) واقع شده است ؛ و اینها ونظایر اینها که شمارش آنها بسیاراست همه دلالت بر قرب شدید و روحانیّت اکید و ولایت آن حضرت با ولایت رسول خدا می کند ؛ و اگر کسی اصولاً از عنوان وصی بودن و خلافت آن حضرت نیز هیچ سابقه ذهنی نداشته باشد ، مانند یک شخص خارجی مذهب مثل یهودی یا نصرانی ، و ا ین مطالب را ببیند ، بدون شک می گوید ؛ این مقام بدون تردید مقام خلافت و ولایت و امامت بعد از رسول است .

بهر حال این مقدار از سخنان پیامبر  و فضائل امیرالمؤمنین (علیهما السلام) را که قطره ای از اقیانوس بی کران فضائل آن حضرت هم نیست در اینجا آوردیم تا مشخص شود مسئله امامت وولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ازاول بعثت با نبوت پیامبر اکرم همراه بوده ولی درحجة الوداع ودرغدیرخم شدت وقوت وبروزوظهوربیشتری پیدا کرده ودر مجمع علنی ورسمی با حضور همه مسلمانان به انجام رسیده است.




برچسب ها : غدیرخم, حجة الوداع, نوری از غدیر, عید